𝕊𝕖𝕧𝕖𝕟𝕥𝕖𝕖𝕟𝕥𝕙 𝕡𝕒𝕣𝕥🌻✨️
𝕊𝕖𝕧𝕖𝕟𝕥𝕖𝕖𝕟𝕥𝕙 𝕡𝕒𝕣𝕥🌻✨️
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان ویل🍯
ویل:اما صبر کنین اگه همه اینا یه رویا باشه جی؟؟
هالی:ما همو لمس میکنیم همچیز واقعیه
ویل:مگه تو اون عمارت هم بودی اما رویا بود تو بچه های دیگرو کتک نزدی؟؟؟
ال:یه نفوذی اینجا هست حسش میکنم
ادی:من باید برم
ویل:چرا؟؟؟
چهره ادی ترسناک شد و تبدیل به وکنا شد
وکنا:به جهنم خوش اومدین!!
من را از گردن گرفت و فشار داد
هالی:بیشعورررر!!
وکنا:هالی؟
هالی:خودمم دیگه ول کن ویلووووو
کنارم یک چوب پر از میخ بود و به زور آن را به سمت هالی پرت کردم
وکنا:یادتون باشه همتون تو یه رویایین کل هاوکینز حتی الون جین هاپرررررر!!!
وکنا من را ول کرد و ناپدید شد
ال:ماتو رویاییم
هالی:نمیشه نقشه رو اجرا کرد
دست هالی را گرفتم و نگاهش کردم
ویل:هالی تو قوی هستی میتونی!
هالی:دوستت دارم
ادامه دارد🌻
𝕁𝕚𝕟𝕖 𝕙𝕠𝕡𝕖𝕣⭐️
از زبان ویل🍯
ویل:اما صبر کنین اگه همه اینا یه رویا باشه جی؟؟
هالی:ما همو لمس میکنیم همچیز واقعیه
ویل:مگه تو اون عمارت هم بودی اما رویا بود تو بچه های دیگرو کتک نزدی؟؟؟
ال:یه نفوذی اینجا هست حسش میکنم
ادی:من باید برم
ویل:چرا؟؟؟
چهره ادی ترسناک شد و تبدیل به وکنا شد
وکنا:به جهنم خوش اومدین!!
من را از گردن گرفت و فشار داد
هالی:بیشعورررر!!
وکنا:هالی؟
هالی:خودمم دیگه ول کن ویلووووو
کنارم یک چوب پر از میخ بود و به زور آن را به سمت هالی پرت کردم
وکنا:یادتون باشه همتون تو یه رویایین کل هاوکینز حتی الون جین هاپرررررر!!!
وکنا من را ول کرد و ناپدید شد
ال:ماتو رویاییم
هالی:نمیشه نقشه رو اجرا کرد
دست هالی را گرفتم و نگاهش کردم
ویل:هالی تو قوی هستی میتونی!
هالی:دوستت دارم
ادامه دارد🌻
- ۳۴۳
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط