{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو بلولاکBlue Lock Scenario

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenario

اگر بخوایم خودک*شی کنیم .
پارت 1

isagi yoichi/ایساگی یوئیچی
از تمرین برگشت خونه ، دید خبری از تو نیست . نگرانت شد اومد آشپزخونه بعد دید دستت چاقوعه . اول از همه به این فکر میکنه که چه چیزی باعث این کارت شده . ایساگی : هی ا/ت ، لطفا اینکارو نکن . ا/ت : ایساگی ... اگه تو مقاوت کنی ، بهت خیلی سریع نزدیک میشه و ازت چاقوعه رو میقاپه .

itoshi rin/ایتوشی رین
وقتی متوجه شد حدود نیم ساعته که از سرویس بیرون نیومدی ، اومد سمتت . در قفل بود چندبار صدات کرد ولی جواب ندادی ، درونش شکوند و با صحنه ای که نگرانش بود روبرو شد .. از عصبانیت رگ گردن و دستاش زده بود بیرون . رین : ا/ت ... معنی این کارا چیه ؟ همین الان اون تیغ کوفتی رو بزار کنار ( برادر خشنه ) . بعدش متوجه ترست شد پس آروم گرفت . رین : ا/ت ، متاسفم ، بیا بغلم همه چی درست میشه . بعدش یجوری قانع شدی و با گریه پریدی بغلش .

Meguru bachira/مگورو باچیرا
باچیرا ، قبل از اینکه بخوای کاری کنی متوجه روحیه ی شکسته شد . با اینکه سعی کرد خنده به لبت بیاره ، ولی هرکاری میکرد جواب نمی‌داد . میدونست که قراره چی بشه پس از همون اول بغلت کرد . باچیرا: هی ، اخلاقت باعث میشه نگرانت بشم . انکارش میکردی و سعی کردی از بغلش خارج شی ، ولی اثری نداشت . انقدر تو بغل هم بودید که شب خوابتون برد .

Nagi seishiro/ناگی سیشیرو
داشت خمیازه می‌کشید . ناگی: ا/ت کجایی ؟.
چندبار صدات کرد اما جوابی بهش ندادی . بلند شد تمام خونه رو گشت بعد تورو دید که رو بالکن ایستاده ای . ناگی: ا/ت ، داری چیکار میکنی ؟ خطرناکه .
ا/ت : ناگی ، دیگه خسته شدم--
ناگی دستت رو گرفت و کشوندت سمت خودش .
از اون روز به بعد ناگی کاملا حواسش به تو بود ، اگه چیزی بهش میگفتی بدون تاخیر انجام میداد . و هر شب قبل خواب حالت رو می‌پرسید .

Mikage reo/میکاگه رئو
رئو توی یکی از اتاق ها داشت ورزش میکرد ، که یکی از بادیگاردا اومد وضعیتتو گفت . رئو حسابی وحشت زده شد و گفت اگه بلایی سرت بیاد تمام اون عمارتو با خاک یکسان میکنه و همه ی بادیگاردا رو اخراج میکنه.
وقتی دید داری گریه میکنی و چاقوعه دستته ، انگار قلبش رو با سوزن پاره کردن . با عصبانیت به تمام خدمتکارا و بادیگاردا گفت: گم شین بیرون . همه با ترس و تعجب از اتاق رفتن . حالا تو بودی و رئو . رئو : چی شده ؟ کی جرئت کرده اذیتت کنه؟. انقدر شرایط برای هردوتون سخت شده بود که از حرف زدن میترسیدید ، نمیخواستین با واقعیت روبرو بشین . درآخر رئو از پشت بغلت کرد . رئو : ببخشید که انقدر بی عرضه ام ا/ت ، لطفا ... التماست میکنم آروم باش . بیخیال چاقو شدی و بغلش کردی و با صدای بلند گریه کردی و تمام حرفتو بیرون ریختی .

Hyoma chigiri/هیوما چیگیری
تو نمیخواستی چیگیری ازت ناراحت بشه پس سعی کردی عادی رفتار کنی ، همه چی عادی بود اما یهو غیبت زد ... چیگیری فکر میکرد فقط رفتی آب بخوری .. اما خیلی طولش دادی . یهو صدای شکستن لیوان اومد ، بدون مکث اومد پیشت ، قلبش با دیدن این حالت تو داشت پاره میشد . چیگیری : ا.../..ت ؟ هی ..شوخیه دیگه ؟ .. لطفا .. ا/ت : معذرت میخوام ... من دیگه از همه چی خسته شدم .. وقتی با آخرین قطره اشکت خواستی اون شیشه رو به رگت بزنی .. چیگیری با تمام سرعتش ، توی کسری از ثانیه اون شیشه رو از دستت پرت کرد . ا/ت : چرا --
چیگیری با گریه وسط حرفت میپره : خفه شو .. دختره ی احمق . و در آخر، هردوی شما آروم گرفتین . چیگیری پرنسسی بلندت کرد و گذاشت روی تخت تا راحت بخوابی .

itoshi sae/ایتوشی سائه
چند روز قبل اتفاقات که داشتین غذا میخوردید ، دیگه مثل قبل پر حرف و پر انرژی نبودی اولش سائه فکر میکرد حتما حال حرف زدن نداری یا خسته ای اما بعدش اذیتش کرد ... سائه : هی ا/ت ، چی شده ؟
ا/ت : چیزی نشده ، چیز خاصی نیست .
سائه رو پس زدی و با اشک به سمت سرویس بهداشتی رفتی . سائه متوجه اشکت نشد ولی بعد قفل کردن در متوجه موضوع شد . اومد پشت در . سائه : ا/ت بیا بیرون ، حس خوبی راجب این اتفاقات ندارم . تو چیزی نگفتی . بعد اینکه چندبار درو زد و پشت سر هم صدات کرد برای بار آخر درو شکوند . و با گریه و تیغ تو دستت دید .. میشه گفت داشت دیوونه میشد . سعی کرد جلوی خودشو بگیره ، تیغ رو با سرعت ازت گرفت و به مقاومتت ذره ای اهمیت نداد .



متاسفانه باید بگم شیدو و چندتای دیگه جا نشد 🗿 مجبور شدم 2 پارتیش کنم
دیدگاه ها (۱۶)

Zhenya and takjoo #code_name_anastazia #Zhenya #Takjoo #manh...

Kim Eohyeon and Yeo taejoo 🛐🛐🛐🤧#Kim_Eohyeon #Yeo_taejoo #man...

خاک تو سرم روز دختر رو تبریک نگفتم...امروز روز دختره و خواست...

Takjoo برادر در هر دو فصل جذاب البته برای من فرقی نداشت 🙂‍↕️...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioاگه بخوایم بوسشون کنیم ولی ق...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط