{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم ای باب الحواحج دردمندم الدخیل

گفتم ای باب الحواحج دردمندم الدخیل
گفت درمانت را برو از خواهرم زینب بگیر
دیدگاه ها (۱)

خدا را در خود آ

یک دم بیا با عاشقان دستی بچـــرخان و بروچرخی بـزن مستی نمـا ...

رمان دخت من

Part ⁴⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفت:خب...

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت ۹یونا: خب قضیه اینه که خانواده هامون چون باهم دوست بودن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط