الهی نیامده ام برای گرفتن چیزی خودت را

الهی نیامده ام برای گرفتن چیزی ، خودت را
میخواهم که تو عزیزی .
الهی سجاده ام فقط برای تو پهن است و قامتم
تنها برای تو بلند .
در سجده ام تو هستی.و در دستان قنوتم تو نشستی
و آنگاه که
سلام گفتم ، دیدم که در ِ عذاب را توبستی .
الهی غمم را برایت شمردم ، شادی اجابت کردی
دعایم را به غنیمت بردم و دوستانم را هم
به تو سپردم ...
دیدگاه ها (۱)

حسین جان!!!روزی که شود " اِذَا السَّمٰاء ُانْفَطَرَت "وانگه ...

ای کاش برای ما دعا بنویسندیک تذکره ی کرببلا بنویسندما حج که ...

در رساله ی عشق آمده :کسانی که قوت غالب آنها غم حسین است فطری...

«کاشف الکرب» تویی؛ خنده ارباب تویی«پدر خاک» علی و «پدر آب» ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط