ویو لیسا
ویو لیسا
ظهر با الارم پدر صصصگ گوشیم بیدار شدم بزور از تختم دل کندم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم امدم بیرون که یهو اهیون بهم زنگ زد
(شروع مکالمه)
اهیون: سلامممممم خوبی میمون میای امروز با جنی شلغم بریم کافه
لیسا: چرا داد میزنی حیوون نه نمیا ایشالله فردا
اهیون: ازت نظر نخواستم خواستم بدونی زود حاضر شو منو جنی الان میایم دنبالت..............(قطع کرد)
اخر با هزارتا بد بختی لباس پوشیدم رفتم پایین
..... ادامه دارد......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرسی که حمایت میکنید این پارت شرط داره
لایک: 5
کامنت: 5
ظهر با الارم پدر صصصگ گوشیم بیدار شدم بزور از تختم دل کندم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم امدم بیرون که یهو اهیون بهم زنگ زد
(شروع مکالمه)
اهیون: سلامممممم خوبی میمون میای امروز با جنی شلغم بریم کافه
لیسا: چرا داد میزنی حیوون نه نمیا ایشالله فردا
اهیون: ازت نظر نخواستم خواستم بدونی زود حاضر شو منو جنی الان میایم دنبالت..............(قطع کرد)
اخر با هزارتا بد بختی لباس پوشیدم رفتم پایین
..... ادامه دارد......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مرسی که حمایت میکنید این پارت شرط داره
لایک: 5
کامنت: 5
- ۲.۱k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط