{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏نـه هـرگـز شـب را بـاور نکـردمـ چـرا ڪـه در فـراسـوهـاے

‏نـه هـرگـز شـب را بـاور نکـردمـ چـرا ڪـه در فـراسـوهـاے دهـلـیـزش
بـہ امـیـد دریـچـه ئـی دل بـسـتـه بـودمـ ..

#احـمـد_شـامـلـو
دیدگاه ها (۱۶)

پاییز...برای منی که هرگز نداشتمتپر است از لحظات شیرین و زیبا...

در خیـــــال یڪ رویاے ڪاغذ ےای ڪاش رویاهایـــــمانڪاغذ پاره ...

:(

شب هادردها به توان می رسند...و تواناتر از همیشهتاوان تمام رو...

ما چون دو دریچه روبروی همآگاه ز هر بگو مگوی همهر روز سلام و ...

یادم باشدڪه زیبایی‌های ڪوچڪ رادوست بدارمحتی اگردر میان زشتی‌...

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط