کارگر

پدرم کارگر بود
مرد با ایمانی
که هر بار نماز می خواند
خدا
از دست هایش خجالت می کشید!

اکولالیا | #سابیر_هاکا
دیدگاه ها (۰)

برخی ها هستند که نه تنها حسنات و سیئات را محاسبه می کنند، نه...

#لایک_وبازنشر_به_افتخار_همهٔ_پدران_زحمتکش❤😍پدرم..❤ دست‌هایت ...

کاش اندوه در چهره‌ات نقاشی نمی‌شدو به‌ جای رنج کمی گیسوهایت ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دهمیونا با عصبانیت به مرد خیره ش...

۱۸سالم بود مد بود از این شلوار پایین کش دار ها

کاش اندوه در چهره‌ات نقاشی نمی‌شدو به‌ جای رنجکمی گیسوهایت ر...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :که حکمت هر حکمی از احک...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :5- يَا أَيُّهَا الَّذِ...

دو جا مواظب باشيد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط