سلام ای مهربان پرودگار پاک بی همتا
سلام ای مهربان پرودگار پاک بی همتا
خدایا جز تو آیا مهربانی هست؟
گرچه پیمان خود را با تو بشکستم
نمی شد باورم اما چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت از تو مرا راندی و در را پشت سر بستی
حبیبا باورش سخت است
اما تو مرا اینک برای آشتی خواندی ؟
به پاس آشتی با تو اینک
از این پس بی شکایت دوستت خواهم داشت ...
خدایا جز تو آیا مهربانی هست؟
گرچه پیمان خود را با تو بشکستم
نمی شد باورم اما چه زیبا باز من را سوی خود خواندی
عزیزا من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست
خداوندا مرا البته می بخشی
گمان کردم به جرم غفلت از تو مرا راندی و در را پشت سر بستی
حبیبا باورش سخت است
اما تو مرا اینک برای آشتی خواندی ؟
به پاس آشتی با تو اینک
از این پس بی شکایت دوستت خواهم داشت ...
- ۱.۱k
- ۱۴ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط