{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز دراز کشیده بودم داشتم چنتا تمرین حل میکردم

دیروز دراز کشیده بودم داشتم چنتا تمرین حل میکردم
بابام اومده منو دیده محکم گرفته منو که نتونم تکون بخورم بعد بلند بلند میگه : خانوم پاشو بیا اون دوربین عکاسی رو هم بیار یه صحنه ی نادر پیش اومده !
مامانم دوربینو آورده بابام یه عکس ازم گرفته میگه این صحنه هر صدسال یه بار پیش میاد !!! اگه این عکسو بذارم اینترنت معروف ترین آدم دنیا میشم …
آیا من سر راهیم ؟؟؟
آیا فک و فامیله داریم ؟؟؟
آیا این داستان واقعی است ؟؟؟
دیدگاه ها (۹)

به کسانی که لا به لای مشغله شان وقتی برای شما پیدا میکنند اح...

عاشقت میمانم.....................

ساعت دوازده ظهر خوانده شود:آخ یه لیوان شربت آب لیمو حال میده...

سلاااااااااام.ظهرهمتون بخیردوستای گل ویسگونی

my love part 67

عشق یک طرفه پارت 9ویو ات با دردی که داشتم به زور از جام بلند...

پارت ۹(اسلاید دوم خونه یونگی)ویو این سوک:رفتم بیرون یکم مواد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط