{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا بعضےها را

خدا بعضےها را
از چشمهایشان آفریده
اول چشم‌هاے مرا آفریده
مثلا
بعد زل زده توےمردمک‌هایم
و با خودش گفته
باید چیزےشبیه باران بیافرینم
که دست از سر این دو تا
دایره ےمحزون برندارند!
بعد
براےچشم‌هایم صورتےکشیده
دست ؛پا؛قلب
و گفته این آدم حتما باید زن باشد
ابْر مونثے
که یک عمر ببارد
گاهے
سر بر شانه ےکوهے
و گاهے
در عمق تنهایے...
دیدگاه ها (۱)

بیا چاے بنوشیم یڪ جرعہ تویڪ جرعہ مناول توآروم ترکم کم لعنتےز...

ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻮﺍﻟے ﺩﻟﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨے؟ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮےﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨ...

خشت به خشت دیوارِ فراموشـ کردنت را میچینمیک هو میایےو عزیزم...

امروزآرزو دارم: فاصله نباشد میان تو و تمام احساس هاےخوبتتو ب...

آخرین بازمانده از نسل سلیکا☆☆☆فصل اول=قطره‌های باران یکی پس ...

سلامممم به همگی چطورین؟امیدوارم همطون حالتون خوب باشه خیله خ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط