{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر زیبایی را دیدم كه تن فروشی می كرد. خیلی ها بی تابانه

دختر زیبایی را دیدم كه تن فروشی می كرد. خیلی ها بی تابانه توی صف در انتظار بودند.همهمه ای بود،همه می گفتند چه ارزان میفروشد! من هم بی اختيار رفتم توی صف جلو كه رسيدم دیدم تنش تن ماهی جنوبه سه تا خریدم . . . تو روح هر چی آدم منحرفه؛قيافشو؛حتما دانشجو ام هستي...برو خودتو اصلاح كن؛مفسد فالارض،،عمه منم مثله عمه خودته،عفت كلام داشته باش! :))
دیدگاه ها (۳)

روزی دختری شاکی نزد قاضی رفت.دختر : قاضی پسری که دوستم بود ب...

چیه!

پسر: عشقم شرط بندي كنيم؟ دختر: باشه عشقم ... بكنيم پسر: تو ن...

خخ

دختر زیبایی را دیدم كه تن فروشی می كرد. خیلی ها بی تابانه تو...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد. خیلی ها بی تابانه تو...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد. خیلی ها بی تابانه ت...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد...خیلی ها بی تابانه ...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد. خیلی ها بی تابانه تو...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد. خیلی ها بی تابانه ت...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد. خیلی ها بی تابانه ت...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد. خیلی ها بی تابانه تو...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروش بود.خیلی ها بی تابانه توی صف ...

دختر زیبایی را دیدم که تن فروش بود. خیلی ها بی تابانه توی ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط