ما پادشاه را کشتیم

ما پادشاه را کشتیم،
سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم.
حالا تنها چیزی که گیرمان آمده،
یک پادشاه جدید است
که از قبلی بهتر نیست!

اینجا سرزمینی است
که برای آزادی جنگیدیم
ولی حالا برای نان می‌جنگیم؛
نکته‌ی عدالت این است که همه وقتی برابر می‌شوند
که مُرده‌اند !

- بينوايان
- ویکتور هوگو
‌.
#ویسگون ، #عاشقانه ، #نوشته ، #بوی_یاس ، #نشر_راویس ، #مخاطب_خاص ، #شعر ، #عشق ، #دو_نفره ، #داستان ، #انتشارات ، #کتاب ، #غمگین
دیدگاه ها (۰)

جایی از سریال " new pope " "کاردینال گوتیرز" در توضیح عشق می...

باز باران بی ترانه ؛ بی بهانه با توام های فراوان ، می خورد ب...

_تو زندگیمون شاید خیلیارو بتونیم دوست داشته باشیم، درست یا غ...

لمسِ آغوشِ هوای تو در ریه های این مرد صدای موجِ اقیانوس زلف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط