{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا قراری بگذاریم

بیا قراری بگذاریم
هیچ شاهد و تبصره ای نباشد
یک قرادادِ دیکتاتوری ک قانون هایش را فقط من مشخص میکنم
ک از تمامی ک داری
چشمهایت برای من باشد
صاحبِ اول و آخرش من باشم
مالکیتش سهمِ من باشد
در نگاهت حق آب و گِل داشته باشم؛
ک اگر هر چیزی بینمان اتفاق افتاد
از تلخی و خاکستریِ روزهای ابری و شبهایِ طوفانی...
زیرِ قولت نزنی؛
ک اگر با تو قهری باشد
دوری و فاصله و دلتنگی اگر دگر روزی سهمِ دلِ بیمار و روحِ بی طاقتمان شد
اگر رسیدیم ب جایی ک دلخوریمان از هم بیشتر از محبت بینمان بود
اگر عرش و فرش هم یکی شوند
بیاییم...بنشینیم....
و از تو
فقط چشمهایت سهمِ من است؛
را داشته باشم
ک خیالم از داشتنشان امن و راحت باشد....
#عشقولوژی
دیدگاه ها (۱)

از لمسِ نگاهِ تو تا حضورِ احساسِ منجایی ک هر قسمتشجنون و دلد...

این چادرِ گلدار من انگار عجیب بر سادگی پیرهنت می آیداصلا همه...

کاش می دانستی یک زن از لحظه ای ک "دوستت دارم"می گویداز لحظه ...

قرآن ب سر گرفتم‌ و گفتم سلام عشق❤یعنی ب جز حریم تو بر من حرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط