بس که لبریزم از تو

بس که لبریزم از تو
میخواهم بدوم در میان صحراها
سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها

من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
دیدگاه ها (۱)

« ‏از رنجی که می‌کشیم،پیداست به آنچه که باید،عمل نکرده‌ایم.»

پاسخیدر خورِ پیچیدگیِ مویِ تو نیست ...می کِشد کار ِ مناز فکر...

بردی از یادمبر این ماتم عزادارم هنوز اعترافی تلخ خواهی؟دوستت...

بیخود منتظرت هستم و هربار که صدای به هم خوردن در را میشنوماز...

مهره‌ای از #جان ربودم بی‌دهان و بی‌دهانگر #رقیب او بداند گو ...

یکی پرسید تلخ تر از تنهایی چیه جواب زنده باشی اما ذوق و روحت سال ها باشد که مرده است

قاصدک کپچولوی من💔🥀پارت۴(فلش بک به یک ساعت بعد) دکتر. اقای کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط