{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

662

662
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن

من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین

رایگان میبخشد
نارون شاخه ی خود را
به کلاغ

هر کجا برگی هست
شور من می شکفد

مثل یک گلدان می دهم گوش به

موسیقی #روییدن...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۴)

663یادم نمی آید که #شاعر باشم اما #یادم نخواهد رفت او "شاعر...

664چه خوش باشدکه بعد از #انتظاریبه #امید ی رسد امیدواری...#م...

661دنیا را نمی توانم تغییر دهمپناه می برمبه جابجایی اشیادر ج...

660چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری..برآید از دلم آه...

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن ،من ندیدم بیدی سایه‌اش را بف...

تئودر لبخند کجی زد. _نه.... فقط خواستم بدونم اماده ای یا نه...

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط