🐱 من زیاد برنامههای سرگرمی نگاه نمیکنم
🐱 من زیاد برنامههای سرگرمی نگاه نمیکنم
🐱 فکر کنم بعد از چندبار لایو اومدن، عادت کنیم و دیگه دستپاچه نباشیم، نه؟
🐱 جیمین، فکر کنم داری زیادی تمرکز میکنی، حتی پلک هم نمیزنی
یونگی هی تکرار میکرد که داشته تو آخرین روز کنسرتش گریه میکرد و چقدر احساساتی شده بود، بقیه هم میگفتن: «هیونگ، اینو سه بار گفتی، میدونیم چه احساسی داشتی!» و جیمین به یونگی میگه دفعه بعد که گریه کردی، زنگ بزن بهم 😭😭😭
🐥 دفعه بعد که گریهت گرفت، زنگ بزن بهم
🐱 ویدیو کال میگیرم
🐥 آره، ویدیو کال بگیر با من
🐿 وقتی کنسرت بعدی بیتیاس رو داشته باشیم، مطمئنم گریهم میگیره
🐨 صد در صد
🐱 من حتی وقتی شما آهنگهای بیتیاس رو اجرا کردین، اشکم دراومد
🐯 ولی خندهدار میشه اگه هممون همون اول مراسم بزنیم زیر گریه 😭
🐨🐯 😭😭😭😭😭😭🤣🤣🤣🤣🤣
تهونگ و یونگی اسپویلر های اعظم 😂😂
🐯 راستی به فنا گفتین که قراره تو آم/ریکا کار کنیم؟
🐨🐹🐱🐿🐥🐰 ......؟
یه سکوت سنگین و خجالتآور
🐥 واااو این خوشمزهست~ (میخواست حرفو عوض کنه)
🐨 سکوت....
🐯 دقیـقاً! قراره تو آم/ریکا کار کنیم بچهها ! 😆
یونگی به جیمین
🐱 آخه خودت هم رفتی اروپا....
🐥 چپ چپ نگاش میکنه 👀
🐨 یاااا هیونگ، اگه اینجا همینجوری ادامه بدی...
🐱 😆😆
🐱: الان میتونم بگم مهارتهای پایهات خیلی قویتر شده
🐥: کی صدامو شنیدی اصلاً؟
🐱: دو روز پیش رفتم خونت و شنیدم دیگه، تازه برات گیتارم زدم
🐿️: شما اینجوری باهم وقت گذروندید؟
🐥: آره آره راستی فکر کنم حدود 3 صبح که گیتار زدیم و خوندیم ㅋㅋㅋㅋㅋ
🐥: ولی چرا هیچی یادم نمیاد 😭
+ مثل اینکه یونگی و جیمین یه مهمونی ترخیص درستوحسابی داشتن
🐱 فکر کنم بعد از چندبار لایو اومدن، عادت کنیم و دیگه دستپاچه نباشیم، نه؟
🐱 جیمین، فکر کنم داری زیادی تمرکز میکنی، حتی پلک هم نمیزنی
یونگی هی تکرار میکرد که داشته تو آخرین روز کنسرتش گریه میکرد و چقدر احساساتی شده بود، بقیه هم میگفتن: «هیونگ، اینو سه بار گفتی، میدونیم چه احساسی داشتی!» و جیمین به یونگی میگه دفعه بعد که گریه کردی، زنگ بزن بهم 😭😭😭
🐥 دفعه بعد که گریهت گرفت، زنگ بزن بهم
🐱 ویدیو کال میگیرم
🐥 آره، ویدیو کال بگیر با من
🐿 وقتی کنسرت بعدی بیتیاس رو داشته باشیم، مطمئنم گریهم میگیره
🐨 صد در صد
🐱 من حتی وقتی شما آهنگهای بیتیاس رو اجرا کردین، اشکم دراومد
🐯 ولی خندهدار میشه اگه هممون همون اول مراسم بزنیم زیر گریه 😭
🐨🐯 😭😭😭😭😭😭🤣🤣🤣🤣🤣
تهونگ و یونگی اسپویلر های اعظم 😂😂
🐯 راستی به فنا گفتین که قراره تو آم/ریکا کار کنیم؟
🐨🐹🐱🐿🐥🐰 ......؟
یه سکوت سنگین و خجالتآور
🐥 واااو این خوشمزهست~ (میخواست حرفو عوض کنه)
🐨 سکوت....
🐯 دقیـقاً! قراره تو آم/ریکا کار کنیم بچهها ! 😆
یونگی به جیمین
🐱 آخه خودت هم رفتی اروپا....
🐥 چپ چپ نگاش میکنه 👀
🐨 یاااا هیونگ، اگه اینجا همینجوری ادامه بدی...
🐱 😆😆
🐱: الان میتونم بگم مهارتهای پایهات خیلی قویتر شده
🐥: کی صدامو شنیدی اصلاً؟
🐱: دو روز پیش رفتم خونت و شنیدم دیگه، تازه برات گیتارم زدم
🐿️: شما اینجوری باهم وقت گذروندید؟
🐥: آره آره راستی فکر کنم حدود 3 صبح که گیتار زدیم و خوندیم ㅋㅋㅋㅋㅋ
🐥: ولی چرا هیچی یادم نمیاد 😭
+ مثل اینکه یونگی و جیمین یه مهمونی ترخیص درستوحسابی داشتن
- ۱.۹k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط