{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نردبانی دیدم که از آن عشق می رفت به بامِ ملکوت!

نردبانی دیدم که از آن عشق می رفت به بامِ ملکوت!
دیدگاه ها (۲۷)

با دنیایی شوق بریدنِ زنجیر سکون، و روئیدن و بالیدن را فریاد ...

خدای من!در زمزمه های عرفه از تو می خواهم که مرا از بند ریاکا...

یه بی نشونم تو این خزون، یه بیقرارم یه نصف جون، منُ از خودت ...

گوش بِنِّه عربده را دست مَنِّه بر دهنم!

صدام کن متین فتاحی چون تا میخواستم بهتر شم باهات دیدم تو بام...

از آن آسمان و از این زمین می ترسمو از پل صراط پر خطر می ترسم...

بند بند وجودم سوخت اما هنوز خاکستر نشدم از جهان پنهان عشق کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط