{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من یک کتاب خاک گرفته

من یک کتاب خاک گرفته
گوشه ی یک کتابخانه ی قدیمی ام
نگاهت انتخابم میکند
و چشم هایت سر سری ورقم میزند!
میدانم به صفحه ی دوستت دارم که رسیدی
شانه بالا می اندازی
کتاب را میبندی
دست هایت را تکانی میدهی و تمام!
میشود خواهش کنم
وقت رفتن این صفحه را پاره کنی؟
این روزها گفتن دوستت دارم یعنی تنهایی!

#حامد_نیازی
دیدگاه ها (۴)

خوابی را که دیشب دیدم بر می دارم و می گذارم توی فریزر تا این...

پنگوئن ها هم دچار افسردگی میشوند...از گروه جدا میشوندآنقدر ر...

پشت پنجره هاهمیشه دلی لرزان به انتظار نشسته ...یا به انتظار ...

شهر بزرگ است تنم غم طرفی من طرفی ...📝 مولانا

قلب های شکسته پارت ۱۴کتابخانه - ساعت نه و نیم شبکتابخانه تق...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 151✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط