Forest Vampire
Forest Vampire
Part 20
ته یان. ووو چه خشن
جونگ کوک. کجاشو دیدی حالام زود از اینجا برو با ون میمونت حالمو بهم زدی
( ته یان یه میمون ترسناک و عجیب داره که همیشه باهاشه این میمون به بوی انسان حساسه و اگه ادمی اطرافش باشه متوجه حضورش میشه و کاری میکنه که بقیه هم از حضور ون ادم باخبر بشن)
ته یان. واقعا حالت بهم خورد؟ مادرت بانو جوها که نظر تو رو نداره (پوزخند
جونگ کوک. میخای پیش مادرم چاپلوسی کنی تا به من فشار بیاره که یه مقام بهت بدم؟ اگه قصدت از ومدن به اینجا اینه باید بگم ماذرمکه هیچ پدرم هم از گور بلند بشه و بیاد بگه به ته یان یه مقام بده به هیچ وجه این کارو نمیکنم مطمن باش
ته یان. از همون بچه گی باهوش بودی (پوزخند
ته یان. من اگه مقامی رو بخام راحت به دستش میارم فرقی هم نمیکنه ون مقام چی باشه و هر حمایتی رو هم بخوام جلب میکنم چه از طرف مادرت چه از طرف مقامات دیگه (پوزخند
جونگ کوک. (. به شدت از حضور و حرف های ته یان عصبی شده بود و دستشو محکم زیر شنلش مشت کرده بود)
ته یان. امم میخام برم خوش بگذرونم هر چی باشه مراسم فرمانرواییه دوست قدیمیمه مبارکت باشه شاهزاده جئون ( پوزخند و رفت و تا میتونست از خودش پذیرایی کرد و دخترای جوان رو دور خودش جمع کرد
( ادمین. جونگ کوک. برگشت و سر جاش نشست و یه لیوان نوشیدنی ریخت و هموشو یه جا سر کشید و بعد کاملا حرصی و عصبی به ته یان که در حال عشق و حال بود نگاه میکرد تا اینکه چشمش به ون میمون افتاد که داره بو میکشه و اطرافش رو نگاه میکنه جونگ کوک از لحظه ای که ته یان رو دید به کل ا/ت رو فراموش کرده بود اصلا هواسش به شامه تیز ون میمون نبود جونگ کوک ترسید اگه کسی بفهمه یه ادم تونسته پاشو تو قلمروش بزاره همه اعتبارش رو همین اول راه از دست میده عیچ کس نباید متوجه حضور ا/ت بشه و این با وجود ون میمون خیلی سخته باید بیشتر رو ا/ت و ون میمون تمرکز کنه....
تقریبا نزدیک صبح بود و همه خون آشام ها و موجودات دیگه آماده رفتن به اتاق های مخصوص شدن ته یان هم بلند شد میمونش همچنان به بوی آدمیزاد شک کرده بود اطرافش رو نگاه میکرد تا اینکه نگاهش روی ا/ت که تنها و تقریبا خواب بود افتاد و با ون چشمای درشت و ترسناکش بهش خیره شد جونگ کوک متوجه نگاه میمون به ا/ت شد و سریع به سمت ا/ت رفت.......
ادامه دارد......
Part 20
ته یان. ووو چه خشن
جونگ کوک. کجاشو دیدی حالام زود از اینجا برو با ون میمونت حالمو بهم زدی
( ته یان یه میمون ترسناک و عجیب داره که همیشه باهاشه این میمون به بوی انسان حساسه و اگه ادمی اطرافش باشه متوجه حضورش میشه و کاری میکنه که بقیه هم از حضور ون ادم باخبر بشن)
ته یان. واقعا حالت بهم خورد؟ مادرت بانو جوها که نظر تو رو نداره (پوزخند
جونگ کوک. میخای پیش مادرم چاپلوسی کنی تا به من فشار بیاره که یه مقام بهت بدم؟ اگه قصدت از ومدن به اینجا اینه باید بگم ماذرمکه هیچ پدرم هم از گور بلند بشه و بیاد بگه به ته یان یه مقام بده به هیچ وجه این کارو نمیکنم مطمن باش
ته یان. از همون بچه گی باهوش بودی (پوزخند
ته یان. من اگه مقامی رو بخام راحت به دستش میارم فرقی هم نمیکنه ون مقام چی باشه و هر حمایتی رو هم بخوام جلب میکنم چه از طرف مادرت چه از طرف مقامات دیگه (پوزخند
جونگ کوک. (. به شدت از حضور و حرف های ته یان عصبی شده بود و دستشو محکم زیر شنلش مشت کرده بود)
ته یان. امم میخام برم خوش بگذرونم هر چی باشه مراسم فرمانرواییه دوست قدیمیمه مبارکت باشه شاهزاده جئون ( پوزخند و رفت و تا میتونست از خودش پذیرایی کرد و دخترای جوان رو دور خودش جمع کرد
( ادمین. جونگ کوک. برگشت و سر جاش نشست و یه لیوان نوشیدنی ریخت و هموشو یه جا سر کشید و بعد کاملا حرصی و عصبی به ته یان که در حال عشق و حال بود نگاه میکرد تا اینکه چشمش به ون میمون افتاد که داره بو میکشه و اطرافش رو نگاه میکنه جونگ کوک از لحظه ای که ته یان رو دید به کل ا/ت رو فراموش کرده بود اصلا هواسش به شامه تیز ون میمون نبود جونگ کوک ترسید اگه کسی بفهمه یه ادم تونسته پاشو تو قلمروش بزاره همه اعتبارش رو همین اول راه از دست میده عیچ کس نباید متوجه حضور ا/ت بشه و این با وجود ون میمون خیلی سخته باید بیشتر رو ا/ت و ون میمون تمرکز کنه....
تقریبا نزدیک صبح بود و همه خون آشام ها و موجودات دیگه آماده رفتن به اتاق های مخصوص شدن ته یان هم بلند شد میمونش همچنان به بوی آدمیزاد شک کرده بود اطرافش رو نگاه میکرد تا اینکه نگاهش روی ا/ت که تنها و تقریبا خواب بود افتاد و با ون چشمای درشت و ترسناکش بهش خیره شد جونگ کوک متوجه نگاه میمون به ا/ت شد و سریع به سمت ا/ت رفت.......
ادامه دارد......
- ۱۲.۹k
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط