{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط یه فرصت دیگه.‌..

فقط یه فرصت دیگه.‌..

موضوع:میشه دو پارتی از سونگمین بنویسی که به اجبار ازدواج کردیم و همیشه دعوا میکنیم که یه روز سونگمین وسط دعوا ما رو میبوسه؟ [اصمات هم داشته باشه]
part:1

بارون آروم روی شیشه های پنجره می‌نشست گوشه ای روی مبل درحالی که از سرما توی خودت پیچیده بودی با صدای پیچیدن کلید داخل در سرت رو به عقب برگردوندی و نگاهت رو به سونگمین دادی
_آههه ات خیلی گشنمههههه غذا چی داریم؟(با ذوق)
+هیچی
_عا خب من سفارش میدم.....من میرم دوش بگیرم اگه غذا رو آوردن بگیر🫠
+من میخوام برم حموم
_مگه صب حموم نبودی؟
+که چی؟(با تن صدای بلند)
_هیچی هیچی باز شروع نکن
+عا پس منظورت اینه که من شروع میکنم مگه نه؟
_همین الانشم داری همین کار رو میکنی ات تو این مدت تنها کاری که انجام دادیم فقط پریدن به هم دیگه بوده پس دیگه تمومش کن
+چرا نباید این کار رو کنم هرچی باشه نه من تو رو دوست دارم و نه تو منو و این که ما الان با همیم بخاطر اجباره خونواده‌هامونه و...(بلند)
سونگمین قبل از اینکه ات بتونه حرفش رو کامل کنه آروم لباش رو روی لبای ات گذاشت و شروع به خوردنشون کرد مدت زیادی نگذشته بود که ازش جدا شد
+هی‌هی چرا الان این کاروکـ....
قبل از اینکه بتونه حرفش رو کامل کنه سونگمین براید استایل بغلش کرد و آروم به سمت اتاق حرکت کرد ات رو روی تخت گذاشت و رفت و در رو بست و به سمت ات حرکت کرد
+هیییی میخوای چیکار کنی؟(با نگرانی)
_خودت میدونی ات لطفا بهم یه فرصت بده فقط یه فرصت میتونم نظرت رو راجبم عوض کنم لطفا فقط یه فرصت دیگه بهم بده
+باشه‌باشه‌باشه فقط کاری نکن
_اونو که نه نمیشه کاری نکرد🌝
ادامه داره.‌..

پارت بعد 20 لایک با 20 کامنت🤓
دیدگاه ها (۳۳)

معرفی میکنم کریستوفر بنگ چان پدر 7 فرزند نرمال در پایین ترین...

یبار هم که شده جنون رو بزار کنار...موضوع:از هیونجین وقتی به ...

ناموسا دلیل اینکه چرا اینقد ایگش میکنن رو نمیفهمم پسرم به ای...

خب کجا بودیم🤓💔(مال خودمه دس بش نمیزنینننننننن👺)

عشق ممنوع p14

فقط یه فرصت دیگه...موضوع:میشه دو پارتی از سونگمین بنویسی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط