{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آورده اند که پیری فرزانه شبانگاه نیایش همی کرد: بارالها!

آورده اند که پیری فرزانه شبانگاه نیایش همی کرد: بارالها! سالهاست ایوب وار مرا با بلیات گونه گون همی آزموده ای، از فقر و رنج و بیماری گرفته تا تورم و گرانی و شهریه ی مکتب آزاد اولاد، مرحمتی فرما و آزمونی یوسف گونه نیز از ما به عمل آور. سخن که بدینجا رسید دق الباب کردند. پس در بگشود. برادرانش بودند. تعارفی زد، آن ها اما دست در گریبانش زدند و کشان کشان همی بردند و در صندوق عقب همی چپانیدند. بیرون از شهر برده و در چاهیش افکندند. پس از قعر چاه نعره همی زد: خداا! من منظورم اون آزمون عشوه و زلیخا و پشت درهای بسته و... بود نه این!
دیدگاه ها (۱)

یک جفت چشم سیاه یک جفت چشم آسمانی یک جفت چشم سبز خیلی ها برا...

دانی از زندگی چه می خواهم؟من ، تو باشمتوپای تا سر تو !زندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط