{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چ غرور داشتم وقت ب خوانوادم مگفتم نترسن من سگار نم

چ غرورى داشتم وقتى ب خوانوادم ميگفتم نترسين من سيگارى نميشم. ديدى چى شد تو رفتى و حالا منم و همون سيگارى ک ازش نفرت داشتم. لامصب آى دود ميکنه.
دیدگاه ها (۲۴)

هم اکنون... تنها از دودی که ازسیگارم برمیخیزد... انتظارباران...

كوچه هاى كودكى ام را قدم ميزنم.. اما به جاى دست مادرم سيگار ...

دود کن...دود کن بودنم را...دود کن حرف های عاشقانه ام را...نگ...

ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ، ﮐﻢ ﻣﯿﺸﻮﺩ ، ﻭﻟﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯿﺸﻮﺩﻣﻦ ﻣﯿﺴﻮﺯﻡ…ﮐﻢ ﻣﯿﺸﻮﻡ…ﻭ...

پدر تاتنی منpart:³⁷جی یونگ چیکار باید میکرد..؟جئون چجوری بای...

پارت پنجاه چهارلوکاس:عاجاس:راستی لوکاس ب کی حس داری ها؟رام:چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط