{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم مگر زِ رفتن،

گفتم مگر زِ رفتن،

غایب شوی زِ چشمم

آن نیستی که رفتی،

آنی که در ضمیری...






سعدی
دیدگاه ها (۱)

بین رنج بردن و هیچ ، به ما حق انتخاب داده اند.من ، رنج را بر...

‎ما جایی مثل همین اوقات بی حوصله‎زاده شده ایم‎و گرنه چرا،این...

نمی‌دانم چرا فکر می‌کنم سکوت توی گوشی تلفن سنگین‌ترین سکوت‌ه...

دم می‌جنبانددعا می‌خواندو صدایی از او شنیده نمی‌شودراضی است ...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از ح...

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهرِ مقصودچه دانستم که این دریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط