...🗣

...🗣

پنجشنبه ای که فردایش
اردیبهشت میرسد را
باید گذاشت روی سر....
حلوا حلوایش کرد....
قربان قد و بالایش رفت....
و آهسته در گوشش گفت:
پنجشنبه جان،
چشم و دلت روشن
عجب بهارنارنجی زاده ای!😔 ✌ ️
دیدگاه ها (۶)

عشق بی پایان

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

جنگل نفرین شده پارت ۱۴

چند پارتی

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

contact 🍷#contract𝑃𝑇10ویو هویج:تولدها همیشه روزهای مهمی توی ...

Cold melody part 5ساعت هنوز هشت صبح نشده بود که با صدای آلار...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_38فصل شانزدهم |...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط