و مرا آنقدر آثزردی … که خودم کوچ کنم از شهرت …
و مرا آنقدر آثزردی … که خودم کوچ کنم از شهرت … تو خیالت راحت … می روم از قلبت … می شوم دور ترین خاطره در شبهایت … تو به من می خندی و به خود می گویی … باز می آید و میسوزد از این عشق ولی … بر نمیگردم نه … می روم آنجایی … که دلی بهر دلی تب دارد … عشق زیباست و حرمت دارد … تو بمان …!!!
- ۲.۲k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط