ﺣـﺮﻑ ﻫﺎﻳﻲ ﻫـﺴﺖ - ﺑـﺪﺟﻮﺭ ﺩﻝ ﻣﻲ ﺷـﮑﻨﻨﺪ!
ﺣـﺮﻑ ﻫﺎﻳﻲ ﻫـﺴﺖ - ﺑـﺪﺟﻮﺭ ﺩﻝ ﻣﻲ ﺷـﮑﻨﻨﺪ!
ﺑـﺪﺟﻮﺭ ﺩﻝ ﻣﻲ ﺳـﻮﺯﺍﻧﻨﺪ !
ﺑـﺪﺟﻮﺭ ﺧـﺮﺍﺏ ﻣﻲ ﮐﻨـﻨﺪ !
ﺣـﺮﻓﻬﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﻳـﮏ ﺗﺮﻳﻦ ﮐـﺴﺎﻧﺖ -
ﺍﺯ ﻋــﺰﻳﺰﺗـﺮﻳﻦ ﮐـﺴﺎﻧﺖ !
گاهی باید زانوهایت را در آغوش بگیری
وپشت پنجره بنشینی وبیندیشی که کاش بین نزدیکترینها و حرفهایشان
پرده ای بود مثل همین پرده ی پنجره
ﮔـﺎﻫﻲ ﺩﻟﺖ ﻣﻴـﺨﻮﺍﻫﺪ ﻧﺰﺩﻳـﮏ ﺗﺮﻳﻦ ﺁﻧـﻘﺪﺭ ﻋـﺰﻳﺰ ﻧـﺒﻮﺩ !
ﻳﺎ ﺍﮔـﺮ ﺑﻮﺩ ﮐـﻤﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣـﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﺗﺎﺛـﻴـﺮ ﺣـﺮﻓـﻬﺎﻳﺶ
ﺑﻮﺩ
ﺑـﺪﺟﻮﺭ ﺩﻝ ﻣﻲ ﺳـﻮﺯﺍﻧﻨﺪ !
ﺑـﺪﺟﻮﺭ ﺧـﺮﺍﺏ ﻣﻲ ﮐﻨـﻨﺪ !
ﺣـﺮﻓﻬﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﻳـﮏ ﺗﺮﻳﻦ ﮐـﺴﺎﻧﺖ -
ﺍﺯ ﻋــﺰﻳﺰﺗـﺮﻳﻦ ﮐـﺴﺎﻧﺖ !
گاهی باید زانوهایت را در آغوش بگیری
وپشت پنجره بنشینی وبیندیشی که کاش بین نزدیکترینها و حرفهایشان
پرده ای بود مثل همین پرده ی پنجره
ﮔـﺎﻫﻲ ﺩﻟﺖ ﻣﻴـﺨﻮﺍﻫﺪ ﻧﺰﺩﻳـﮏ ﺗﺮﻳﻦ ﺁﻧـﻘﺪﺭ ﻋـﺰﻳﺰ ﻧـﺒﻮﺩ !
ﻳﺎ ﺍﮔـﺮ ﺑﻮﺩ ﮐـﻤﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣـﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﺗﺎﺛـﻴـﺮ ﺣـﺮﻓـﻬﺎﻳﺶ
ﺑﻮﺩ
- ۱۱۰
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط