{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ من زنم

‌ من زنم
محکوم به جرم احساسش... 
احساسی که سرکوب می‌شود در صورتی که بدون آن زندگی جریان
نخواهد داشت. 
احساسات زن همیشه نقطه ضعف او بوده اما هیچ وقت هیچ کس از خود
نپرسید که اگر این احساس در مادرانمان - که بر حسب اتفاق زن هستند
نبود چه کسی مرا شبانه روز در آغوش می گرفت؟ چه کسی حاضر بود
شامگاهان تا به سحرگاه مرا پرستاری کند. 
هیچ کس ندید احساسات یک زن را وقتی شامش را بدون همسرش نخورد و
وقتی همسرش آمد سیر بود به هر دلیل ناگفته‌ای. 
آری زن به آسانی تقدیر می‌شود آنگاه که بتواند همسرش را پدر کند. اما به
همان آسانی نیز تحقیر می‌شود زمانی که مادر بودن را نتواند.
دیدگاه ها (۱)

مرا شڪنجه هاے دنیا از پاے در نمی آوردفقط ڪافیست بگویی تو زنی...

‌ ‌ من یڪ فمنیست هستم...فمنیست چیزے نیست ڪه رسانه هاے خاص ال...

‌ ‌ﺭﻭﺡ ﮐﻪ ﺍرضاء ﻧﺸـــــــــــﺪ ﺟﺴﻢ ﺑﻪ ﻫﺮﺯﮔـــــــــــــــﯽ ﺗ...

با خارها راهش را میبندم:شباهت نوربخشیه/ریشیه و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط