تو

تو...
یک‌ مثنوی در دهانِ مولانا
یک‌ قونیه زیرِ قدومِ شمس
آشنا و صمیمی؛
چون شبنم با گونه‌ی داوودی
و چنان از تو گفتنم زیباست
که شعر معنی‌اش کنند دِگران!
زیبایی و دوستت‌ دارم‌هایم
به گوش‌هایت می‌آیند
چون انتظار به پنجره!
زیباترینی
و در شعرترین حالتِ ممکنِ زنی،
که چنان میداند شعر را
که گویی هزار سال پیش،
از شعری زاده شده که شاعرش را با خود به عشق‌آباد بُرده‌ست نسیمی!
دوستت دارم‌هایت اکسیرِ حیات بخشی‌ست
که می‌دارَدَم جاودان!
که می‌بخشَدَم نفس!
من زنده‌ام از تو!
دیدگاه ها (۸)

آدما مثل عکس هستن زیادی ک بزرگشون کنیکیفیتشون میاد پایین....

شاید الان از کسی که دوستش داری راحت دست بکشی اما بعدها حسرت ...

از یک جایی به بعد یاد می گیری که دیگر خودت را درگیرِ "دوستت ...

تلخ‌ترین قسمت زندگی اون جاییه که آدم به خودش میگه:چی فکر می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط