{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم.....

ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودم.....
خانه گویی به سرم ریخت چو این قصه شنیدم............
دیدگاه ها (۳)

شال سرخ گیسوانت دوست می دارم ولی.............سرخی لبهای نازت...

من حواسم هست که دیوانه ات باشم مدام...........مو پریشان تر ن...

من سرم را شیره می مالم که یادت نیستم...........پشت حجمی بی خ...

حال من خوب است امابا تو بهتر میشوم.آخ .. تا می بینمت یک جور ...

#شعر_قدیمی🥀رویم چو زرِ زمانه می‌بین و مپرساین اشکِ چو ناردان...

#شعر_قدیمی 🌸خدایا من چه میبینم که یار و سرورم آمد چه زیبا و ...

به سرم زد در را ببندم و برگردم، اما این کار را نکردم، آدمش ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط