{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دریا شکوهِ بردم از شبِ دشت

به دریا شکوهِ بردم از شبِ دشت

وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت،

به هر موجی که می‌گفتم غم خویش،

سری می‌زد به سنگ و باز می‌گشت!
دیدگاه ها (۱۵)

.طوری دوستت خواهم داشتڪه تمام عاشق هاحساب ڪار دستشان بیایید ...

گفتا بیا عاشقی کنتلخ استگفتمولی ضرر ندارد

باز هم از خیال تو غوغاست در دلم...

شاید تکراری باشد ولی گاهی بعضی چیزهاارزش هزاران بارتکرار را ...

Part ⁴⁸The name of the story: Madness hall(تالار جنون)رفتم س...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

سفر عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط