پارت۱۷

چند دقیقه بعد

گارسون:بفرما سفارش هاتون

امی:بریم برقصیم

لونا:بریم ا.ت تو میای؟

ا.ت:نه من نمیام

امی و لونا:باشه پس ما رفتیم

ویو ا.ت

داشتم به رقصیدن بقیه نگاه میکردم واقعا بعضی ها چقدر هر/زه هستن یه جوری خودشون رو م/مالن حالم بهم خورد که یهو یه پسره اومد کنارم نشست

پسره:لیدی به این جذابی نباید این جا تنها باشه

ا.ت: لطفاً برید اونور

بیشتر به ا.ت نزدیک شد و یکی از دست هاش رو دور گردنش و یکیش رو گذاشت رو رومرفتیم روی یکی از میز ها نشستیم بعد از گارسون اومد

گارسون:چی میل دارید؟

لونا:من یه الکل ۴۰درجه ی

امی:من هم یه۷۰ درجه ی

ا.ت:من یه۳۰درجه ی

گارسون:چشم

امی:خوب ا.ت حست چی؟

ا.ت:یه جور میگی انگار اولین بارمه

امی:مگه نیست؟

ا.ت:یادت نیست اولین بار با جک اینجا آشنا شدم

امی:میشه اسم اون لا/شی رو نیاری

ا.ت:رون/نش

پسره:میخوای یه شب خوب رو باهم سپری کنیم لیدی؟

ا.ت:گفتم نمی‌خوام برید اونور

پسره:بیبی گرل بد کسی با ددیش اینجوری حرف میزنه؟بیا تا بهت نشون بدم

دستم رو گرفت تا اومد بلندم کنه یه مشت خورد تو صورتش اون..... اون
دیدگاه ها (۳)

پارت۱۸

پارت۱۹

پارت ۱۶

پارت پونزدهم

●بال های سیاه و سفید○پارت 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط