{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شد

دلم برای باران تنگ شده است دلم برای صدای قطره هایش تنگ شده است

دلم تنگ است برای پرسه در زیر باران .بارانی که به من آموخت رسم زندگی را

دلم تنگ است برای صدای غرش آسمان برای ابرهای سیاه سرگردان

در آن روزها بارانی بود برای قدم زدن در زیر آن و خالی کردن دل های پر از غم

مدتی است که دیگر نه بارانی است و نه ابری این روزها تنها یک قلب است که پر از درد دل است

نمی داند درد دلش را به چه کسی بگوید پس ای باران ببار که درد دلم را به تو بگویم

بگذار من نیز مانند تو و همراه با تو ببارم ببار تا خالی شوم
دیدگاه ها (۱)

از سکـــوتــم بتـــرس ...!وقتــی که ساکـــت می شوم ...لابـد ...

این روزها بیشتر از هر زمانی دوست دارم خودم باشم !! دیگر نه ح...

حرف‌هایی هست‌ برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی‌گوییم.. و حرف‌ه...

✗❂ دُخـے✗❂ دورتٰ بِـگردمٰ تُـ ـو ایـ ـنٰ دورهِ زَمونـهِ ✗بِـ...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

«ما برای عزاداری نیامدیم؛ ما برای بیعت آمدیم...»امروز این سی...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط