برادران حضرت یوسـف ( ع ) وقتـی میخواسـتند او را به چـاه ب

برادران حضرت یوسـف ( ع ) وقتـی میخواسـتند او را به چـاه بیفکنند، حضرت یوسف ( ع ) لبـخندی زد.
یهودا ( یکی از برادران ) پرسید: چـرا خندیدی، اینجا که جای خـنده نیـست؟
حضرت یوسف ( ع ) گفت: روزی در فکر بودم چگونه کسـی میتواند به من اظهار دشـمنی کند با اینکه
برادران نیرومندی دارم، اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم که نباید به هیچ بنده یی تکیه کرد...
دیدگاه ها (۲)

هنگامی که برادران یوسف می خواستند او را به چاه بیفکنند، وی خ...

حجت‌الاسلام والمسلمین حاج ابوالقاسم: ایثار شاخصه برجسته یک زندگی قرآنی است

برادران يوسـف وقتـي مي‌خواسـتند يوسف را به چـاه بيفکنند، يوس...

√برادران یوسـف وقتـی می‌خواسـتند یوسف را به چـاه بیفکنند، یو...

برادران یوسـف وقتـی می‌خواسـتند یوسف را به چـاه بیفکنند، یوس...

برادران یوسـف وقتـی می‌خواسـتند یوسف را به چـاه بیفکنند، یوس...

برادران یوسف وقتی می خواستند یوسف را به چاه بیفکنند ، یوسف ل...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنندیوسف لبخن...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخ...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنندیوسف لبخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط