برادران حضرت یوسف ع وقتی میخواستند او را به چاه ب

برادران حضرت یوسـف ( ع ) وقتـی میخواسـتند او را به چـاه بیفکنند، حضرت یوسف ( ع ) لبـخندی زد.
یهودا ( یکی از برادران ) پرسید: چـرا خندیدی، اینجا که جای خـنده نیـست؟
حضرت یوسف ( ع ) گفت: روزی در فکر بودم چگونه کسـی میتواند به من اظهار دشـمنی کند با اینکه
برادران نیرومندی دارم، اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم که نباید به هیچ بنده یی تکیه کرد...
دیدگاه ها (۲)

#شکار لحظه هااااا😉 😜 😄 🤗

ای آنکه دو چشم مست و گیرا داریلب همچو عسل ،صورت زیبا داریعمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط