آدم که غمگين می شود
آدم که غمگين می شود
خودش را جدا می کند از جمع
که مبادا آسيبی به خوشی های ديگران بزند ...
مورد فراموشی قرار می گيرد
و تنهاتر و تنهاتر می شود
آنچنان در تنهـايی خود غـرق می شود که
ديگـر با هيـچ تلنگری بر نمی خيزد
و اين آغاز تلخ يک پايان است ...آدم که غمگين می شود
خودش را جدا می کند از جمع
که مبادا آسيبی به خوشی های ديگران بزند ...
مورد فراموشی قرار می گيرد
و تنهاتر و تنهاتر می شود
آنچنان در تنهـايی خود غـرق می شود که
ديگـر با هيـچ تلنگری بر نمی خيزد
و اين آغاز تلخ يک پايان است ..
خودش را جدا می کند از جمع
که مبادا آسيبی به خوشی های ديگران بزند ...
مورد فراموشی قرار می گيرد
و تنهاتر و تنهاتر می شود
آنچنان در تنهـايی خود غـرق می شود که
ديگـر با هيـچ تلنگری بر نمی خيزد
و اين آغاز تلخ يک پايان است ...آدم که غمگين می شود
خودش را جدا می کند از جمع
که مبادا آسيبی به خوشی های ديگران بزند ...
مورد فراموشی قرار می گيرد
و تنهاتر و تنهاتر می شود
آنچنان در تنهـايی خود غـرق می شود که
ديگـر با هيـچ تلنگری بر نمی خيزد
و اين آغاز تلخ يک پايان است ..
- ۳.۹k
- ۱۵ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط