{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

658

658
ای که برداشتی از شانه‌ی موری باری
بهتر آن بود که دست از سر من برداری

ظاهر آراسته‌ام در هوس #وصل، ولی
من پریشان‌ترم از آنم که تو می‌پنداری

هرچه می‌خواهمت از یاد برم ممکن نیست
#من_تو_را_دوست_نمی‌دارم_اگر_بگذاری

موجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری

بی‌سبب نیست که پنهان شده‌ای پشت غبار
#تو_هم_ای_آینه_از_دیدن_من_بیزاری؟

#فاضل_نظری
____________

دردمندان بیشتر واقف ز احوال همند
از من درد آشنا پرس آنچه بر #مجنون گذشت..

#پارسای_تویسرکانی
دیدگاه ها (۲)

659ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﯽ...

660چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری..برآید از دلم آه...

657بی لشگریم؛ حوصله ی شرح قصه نیستفرمانبریم؛ حوصله ی شرح قصه...

656رفته بودم سر #حوض تا ببینم شاید..عکس #تنهایی خود را در آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط