adopted father
adopted father
پارت 11
_خب اول باید..........
+واییی الان منم رانندگی بلدم خب پیاده شید بستنی بخوریم
بستنی گرفتیم رفتیم پارک روبهرو و نشستیم
یه پسره اومد سمتم گفت
:خانم کوچولو شماره بدم
+مردک به چه حقی منو صدا میکنی اسکل پلش بیشور بزنم قبرتو بکنم من خودم دوست پسر دارم اینجا نشسته خب و فقط جرئت داری یه حرف دیگه بزن همینجا قبرتو بکنم
:مثلا میخوا.....رییس شما اینجا چیکار میکنید
_داشتی با دوست دختر من بد حرف میزدی نه.....جیمین خودت میدونی چیکار کنی
جیمین.آره بیا بهت نشون بدم عاقبت بد حرف زدن با خواهرم چیه
جیمین مرده رو با خودش یه جا برد خواستم دنبالش برم که جین دستمو گرفت
_ببخشید هانیول اما من دیگه نمی تونم تحمل کنم.....محکم شروع کردم بوسیدنش بعد چند مین همکاری کرد
_هانیول میدونم میخوا....
+آره خودت میدونی چی میشه...یا نه بزار من بهت بگم....من الان قبول کردم دوست دخترت بشم
_واقعا ........ بلندش کردم و تو هوا چرخوندمش
+بزارم پایین حالم بد شدش
رفتیم خونه که دیدم جیمین و اعضا رو مبل نشستن
_حدس بزنید کی از سینگلی در اومد..منننننن و دست هانیول رو گرفتم بالا
+همه اعضا تبریک گفتن...ولی من خجالت میکشیدم
جونگ کوک.هیی جین یادم نمیره تو همونی هستی که بعد جولیا گفتی سینگلی
+جولیا کیه؟
جونگ کوک.دوست دختر قبلی جین هیونگ که بهش خیانت کرد
+چی گفتی؟
_وایسا هانیول بهت توضیح میدم
+نه نه وایسا خیانت کرد؟ چطور تونستش خیانت کنه....احتمالا قلبت شکسته جین..و رفتم بغلش کردم
همه از این واکنشم تعجب کردن
یونگی.میدونم به من ربط نداره ها ولی جین مطمئن باش انتخاب درستی کردی
+شمام دلشو بشکونید همین میشه ها
تهیونگ.کوک نظرت چیه ساکت شی الان کس دیگه ای بود درمورد جولیا میفهمید فورا نق نق میکرد
همه خندیدن
پارت 11
_خب اول باید..........
+واییی الان منم رانندگی بلدم خب پیاده شید بستنی بخوریم
بستنی گرفتیم رفتیم پارک روبهرو و نشستیم
یه پسره اومد سمتم گفت
:خانم کوچولو شماره بدم
+مردک به چه حقی منو صدا میکنی اسکل پلش بیشور بزنم قبرتو بکنم من خودم دوست پسر دارم اینجا نشسته خب و فقط جرئت داری یه حرف دیگه بزن همینجا قبرتو بکنم
:مثلا میخوا.....رییس شما اینجا چیکار میکنید
_داشتی با دوست دختر من بد حرف میزدی نه.....جیمین خودت میدونی چیکار کنی
جیمین.آره بیا بهت نشون بدم عاقبت بد حرف زدن با خواهرم چیه
جیمین مرده رو با خودش یه جا برد خواستم دنبالش برم که جین دستمو گرفت
_ببخشید هانیول اما من دیگه نمی تونم تحمل کنم.....محکم شروع کردم بوسیدنش بعد چند مین همکاری کرد
_هانیول میدونم میخوا....
+آره خودت میدونی چی میشه...یا نه بزار من بهت بگم....من الان قبول کردم دوست دخترت بشم
_واقعا ........ بلندش کردم و تو هوا چرخوندمش
+بزارم پایین حالم بد شدش
رفتیم خونه که دیدم جیمین و اعضا رو مبل نشستن
_حدس بزنید کی از سینگلی در اومد..منننننن و دست هانیول رو گرفتم بالا
+همه اعضا تبریک گفتن...ولی من خجالت میکشیدم
جونگ کوک.هیی جین یادم نمیره تو همونی هستی که بعد جولیا گفتی سینگلی
+جولیا کیه؟
جونگ کوک.دوست دختر قبلی جین هیونگ که بهش خیانت کرد
+چی گفتی؟
_وایسا هانیول بهت توضیح میدم
+نه نه وایسا خیانت کرد؟ چطور تونستش خیانت کنه....احتمالا قلبت شکسته جین..و رفتم بغلش کردم
همه از این واکنشم تعجب کردن
یونگی.میدونم به من ربط نداره ها ولی جین مطمئن باش انتخاب درستی کردی
+شمام دلشو بشکونید همین میشه ها
تهیونگ.کوک نظرت چیه ساکت شی الان کس دیگه ای بود درمورد جولیا میفهمید فورا نق نق میکرد
همه خندیدن
- ۱۸۸
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط