{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آرام × کاکوچو( یکی من و جر داد تا آرام رو با کاکوچو

پارت آرام × کاکوچو( یکی من و جر داد تا آرام رو با کاکوچو شیپ کنم)
🎴💉🎴💉🎴💉🎴💉🎴💉🎴💉🎴💉🎴آرام و کاکوچو فقط این دوتا اسکل درونگرا داخل هال نشسته بودن و کاکوچو از آرام هنوز خوشش نمیومد و آرام هم همینطور و یهو این دوتا بعد از پنج دقیقه شروع کردن به زر زدن
کاکوچو: روانی
آرام: ها؟
کاکوچو: سادسیمی
آرام : چته؟
کاکوچو: معتاد
آرام : چی؟
کاکوچو: بچه تیمارستانی
آرام یهو قاطی کرد و عصبی شد و به کاکوچو حمله کرد و گفت : من و دیگه بچه تیمارستانی صدا نزنننن!!
کاکوچو:اوی اوی اوی! آروم باش مگه چیه؟
آرام که عصبی بود حوصله بحث کردن نداشت و برگشت سر جاش و نشست و با گوشیش بازی میکرد و هنوز اخمش رو صورتش بود یو احساس کرد یکی سرش رو گذاشته رک پاهاش گوشی رو خاموش میکنه و میبینه کاکوچو سرش رو گذاشته رو پاش آرام یهو سرش میشه و میگه: ه...هیییی؟!؟ چیکار میکنی؟ * لبو شده*
کاکوچو به آرام مظلوم نگاه میکنه و آرام لبو میشه و اخم هم میکنه و سرش رو میبره ی طرف دیگه و یهو احساس کرد یکی چونه اش رو لمس کرده و یهو به خودش میاد و میبینه کاکوچو ازش لب گرفته و آرام انقدر شوکه میشه نمیتونه تکون بخوره کاکوچو از آرام جدا شد و آرام با چشم های گرد به کاکوچو خیره میمونه و هنوز شوکه اس و یهو خوده کاکوچو هم سرخ میشه و از آرام جدا میشه و میشینه کنار مبل و سرش رو پایین میبره
کاکوچو: گ...گومن !!
آرام یهو از پشت کاکوچو رو بغل میکنه و سرش رو ناز میکنه و با لبخند میگه : نازی نازی !! اشکالی نداره بابااااا
و یهو...
🖤🎴🖤🎴🖤🎴🖤🎴🖤🎴🖤🎴🖤🎴🖤🎴
عزیزان گرامی تا پارت های بعدی بای بایییی
دیدگاه ها (۷)

رمان آرام باش پارت ۸ ندا:: کسی چرا خونه نیست کامیار :: نمیدو...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست و پنجم✨️💫# قسمت ۲۵: «همه میفهمن» 🔥❄️...

𓆩 پارت ۳۴ 𓆪 🖤🥀ات هنوز از حرف جیمین شوکه بود.— یعنی چی... «با...

دردسر های سه روزه ( پارت ۶ ) سونیک دست شدو رو گرفت و به کارگ...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

فصل اول قسمت دوم این قسمت: خیابان تاریک و بارانی جهان زیرین...

ساکورا: باشه ولی من از اون آدمایی نیستم که یه دعوا منطقی ببی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط