{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترکم کردی میدانستم بودنم آزارت میدهد و میدانستم که دیگر ب

ترکم کردی میدانستم بودنم آزارت میدهد و میدانستم که دیگر بر نمیگردی بعد از رفتنت اشک ریختم تا جایی که اشکهایم بند آمد بعد کوله ام را برداشتم یک گوشه اش را با اشکهایم پر کردم گوشه ی دیگرش را با دلتنگی هایم . یک جفت کفش از جنس صبر خریدم ساعتم را روی عقربه ی ابد کوک کردم و به راه افتادم.همان کوچه و خیابان هایی را که رد پایمان رویشان بود بی تو گذشتم ومیگذرم .این کار هر روزم خواهد بود تا روزی که زنگ ساعتم به صدا در بیاید.من منتظرت خواهم ماند شاید دلت برایم تنگ شود حتی برای یک ثانیه.
دیدگاه ها (۵۸)

بدون تو شب راروز میکنم و روز راشبدوباره صبحم بدون تو آغاز می...

در غیاب تو ترانه‌های تکان‌دهنده نوشتمبه تماشای جهان رفتمخانه...

صفحه های تقویم مرا یاد گذر زمان می اندازند !نمیدانم ، پس کی ...

دلم از نبودنت پر است !!!هر روز خاطراتم را ...الک می کنم ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط