{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"دل که زمن ربوده است ؛ صورت دلربای تو

"دل که زمن ربوده است ؛ صورت دلربای تو
شکر مرا سعادتی ؛ دل شده مبتلای تو

اشک زچشم من بسی ؛ گشت روان بدامنم
کاش شود میسرم ؛ جان بکنم فدای تو

هست امید من همی ؛ تابکنی وفا بعهد
عهد تو کرده ای کنون ؛ تابرسم لقای تو

باز امید من دگر ؛ تابرسم به کوی تو
مردم چشم من شود ؛ جایگه رسای تو

بخت مدد کند مرا ؛ جان بدهم براه تو
درد اگر مرا رسد ؛ درد من و شفای تو

خواب بچشم کی رسد ؛ نقش تو گشت جای آن
هیچ نباشدم غمی ؛ زانکه دلم سرای تو

گر برسد بدل مرا ؛ سوزش عشق همچنان
سوزش دل زعشق را ؛ صرف کنم بپای تو

گوش دگر نمیکنم ؛ نغمه زبلبلان باغ
گر برسد بگوش من ؛ نغمه خوش نوای تو

دل بکسی نمیدهم ؛ مالک اصلیش توئی
این دل پر امید من ؛ گشت بساط جای تو
دیدگاه ها (۰)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

#آنانه...ای سفرکرده که از حال دلم بی خبریوای بر حال دلم گر ت...

امشب به افتخار تو گویم غزل بیااز جنس عاشقانه نه،از جنس گله ه...

ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرامن کیم کز چون تویی بویی رس...

حاشا که ترک عشق کنم از جفای توگر کُشته‌ای مرا که هلاکم برای ...

دلی یا دلبری؟ یا جان و یا جانان؟ نمی‌دانم.همه هستی تویی، فی‌...

دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمی‌دانمهمه هستی تویی، فی‌ا...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط