خسته از خستگی یای این دل وا مونده

خسته از خستگی یای این دل وا مونده
خسته از تو که خیالت پیش من جا مونده
خسته از پرسه تو شهری که همش آواره
بی تو زیر آسمونی که یه بند می باره
به همین سادگیا نیست از تو دل کندن و دوری
چه سبک پر زدی از من تو بگو آخه چجوری
تو چجوری غم این خستگی از یادت رفت
حسرت روزای رفته همه از آهت رفت
من چجوری به تو و عطر تو بیمار شدم
تو که رفتی عطر بارون شب هم راهته رفت
دیدگاه ها (۱)

انتظار که چیز بدی نیستروزنه امیدی ست در ناامیدی مطلقمن انتظا...

کیستم من ؟آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان ..

برای عاشق شدن ،باید کسی را انتخاب کنیکه همیشه به تو شبیه به ...

باور نداشتمکه زنی بتواندشهری را بسازد و به آن آفتاب و دریا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط