{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکن

نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکن
تو جفتِ خوب قلبمی ، فکرِ سوا شدن مکن

گره گره به پایِ من، نشسته دامِ خوبی ات
به رویِ دل نوشته ام ، شورِ رها شدن مکن

من و تو ما شدیم و تو، یواشکی و دزدکی
نقشه مکش ، تفکرِ شومِ جداشدن مکن

کنون که روحِ ما دوتن، گشته وجودِ واحدی
بر اتحادِ ما دو تن، فکرِ دوتا شدن مکن

به ذره های جانِ خود منم که بنده ات شدم
برای جانِ دیگری کار خدا شدن مکن
دیدگاه ها (۲)

چرا نمی کُشد مرا ، خدای چشم‌های تومیان آب و آتشم برای چشم‌ها...

قدری آهسته...دلم پشت غزل جاماندهدلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ واما...

من اگر روی تو حسّاسم وُ غیرت دارمپشتِ این عاشقی‌ام منطق وُ ح...

گرچه تمام بودنم گمشده در نبودنت غرق محال می شوم ، خام دوباره...

جونگکوک مثل آتشفشانی که فوران کرده باشد آوا را رها کرد و با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط