عشق مافیا 💗✴p ۹

شوگا:خب شما بشین تا برات یه چیزی خیلی خوشمزه بیارم چون میدونم هیچی نخوریدی از صب و دست پخت خودمه(وای شوگولی داره از خودش تعریف میکنه🙂💜عرررررررر🗿)
ا.ت:تو از کجا فهمیدی من هیچی نخوردم
شوگا:دیگه
شوگا پنکیک ها رو میاره
شوگا:بفرمایید بانوی من
ا.ت:اخ جون
شوگا: تو بخور من غذا رو اماده کنم باشه
(بچه ها میخوام سریع این فیک رو تموم کنم و برم سراغ یه فیک از تهیونگ که کاور فیک رو درست کردم 🤩پس یه پرش زمانی بلند میخوام بکنم برای زمان عروسیشون)
[پرش زمانی به ۵ سال بعد ]
ویو ا.ت💜☦
امروز روز عروسی من با شوگا بود واقعا خیلی استرس داشتم و اینو بگم که برادرمو پیکا کردم برادرم اسمش جیمین بود عضو گروه BTS واقعا اگر میدونستم انقدر به برادرم نزدیکم هیچ وقت این همه کار رو نمیکردم بخاطرش تیر نمیخوردم ولش کن خب ا.ت اروم باش خوب امروز بهترین روز زندگیته اروم باش یه نفس عمیق هوفففف
ا.ت :خب جیمین بیا
جیمین :خب بریم
جیمین ا.ت رو برد به جایگاهش و دستش رو توی دست شوگا گزاشت و (بچه ها یادم نمیاد اسم اونی که خطبه ی عقد رو میخونه 🗿)
{بعد از خوندن خطبه ی عقد}
+میتونید عروس رو ببوسید
شوگا کمر ا.ت رو میگیره و میبوستش و بعد همه دست میزنن و از هم جدا میشن شوگا تو گوش ا.ت میگه:دیگه برای خودم شدی
ا.ت:میدونم چون قراره امشب جر بخورم
شوگا:ولی من ایچ وقت همچین کاری نمیکنم
ا.ت:میبینیم

ادامه دارد..........
اسکی ممنوع ❌
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

سناریو سو پارت اخر

ادامه سناریو

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

تکپارتی جونگ کوک

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

سناریو ران پارت اخر

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

تک پارتی کاراسو

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط