༒ فرشتهای از اعماق جهنم ༒
༒ فرشتهای از اعماق جهنم ༒
part2
وقتی دوباره سرمو برگردوندم عقب
اون رو دیدم(زنه خیلیییی جیگر بود🥹)
یه زن با موهای بلند تا کمرش
لباس قرمز که کشیده میشد روی زمین کفش پاشنه بلند پوشیده
بود یه گردنبند هم پوشیده بود انگار اسم خودش بود اما نتونستم
ببینم اون داشت بهم نزدیک
میشد با هر قدم توی
کل ساختمان صدای کفشش میپیچید
تق
تق
تق
......
نفسم بند اومده بود
انگار یه خواب بود نمیتونستم
درست ببینم که یهو
روی زمین افتادم و بیهوش شدم..
وقتی چشمام رو باز کردم....
ادامه دارد.....
part2
وقتی دوباره سرمو برگردوندم عقب
اون رو دیدم(زنه خیلیییی جیگر بود🥹)
یه زن با موهای بلند تا کمرش
لباس قرمز که کشیده میشد روی زمین کفش پاشنه بلند پوشیده
بود یه گردنبند هم پوشیده بود انگار اسم خودش بود اما نتونستم
ببینم اون داشت بهم نزدیک
میشد با هر قدم توی
کل ساختمان صدای کفشش میپیچید
تق
تق
تق
......
نفسم بند اومده بود
انگار یه خواب بود نمیتونستم
درست ببینم که یهو
روی زمین افتادم و بیهوش شدم..
وقتی چشمام رو باز کردم....
ادامه دارد.....
- ۱۴۵
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط