{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من‌ ده‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ دنیا آمدم‌...

من‌ ده‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ دنیا آمدم‌...
روزی‌،درخیابان‌،درشهر..،
پیرمردی‌ را دیدم‌،نشسته‌ برزمین‌..،
کاسه‌‌ گدایی‌ درپیش‌،ویولونی‌ در دست‌،..
رهگذران‌ باز می‌ماندند تا بشنوند..،
پیرمرد سکه‌ها را می‌پذیرفت‌،سپاس‌ می‌گفت‌،..
و آهنگی‌ سر می‌داد،..
و داستانی‌ می‌سرود..،
که‌ کمابیش‌ چنین‌ بود:
من‌ ده‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ دنیا آمدم...‌
و دراین‌ دنیا هیچ‌ چیز نیست...‌
که‌ قبلا نشناخته‌ باشم‌...
دیدگاه ها (۸)

چهارشنبه سوري  یادگار کهن   ایران زمین  فرخنده باد          ...

همپای میدان ...🔺دو شب پیش از میدان ولیعصر (عج) رد می‌شدم. با...

شب میلاد آقا امام حسن عسکری علیه السلام رو خدمت امام زمان عج...

داستانی واقعی و خیلی جالب و تأثیر گذارحتما بخوانید زیاد وقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط