،،،
ܧلبِ آدمیزاد شاید ࡏوچࡏ باشد، اما آن گوشهای ࡏه به تو اختصاص دادهام، بےنهایت است. آنجا نه دیواری دارد و نه سقفے؛ انگار ࡏهࡏشانےست ࡏه فقط در آن، ستارهی تو مےدرخشد. من هر روز، قبل از آنࡏه درگیرِ روزمرگےها شوم، به آن گوشه سری مےزنم، تو را مےبینم، و بعد با همان آرامشِ پنهانے، به زندگے برمےگردم. تو در آن گوشه، تنها حقیقتے هستے ࡏه اجازه دارم همیشه به آن تࡏیه ࡏنم. #T
ܧلبِ آدمیزاد شاید ࡏوچࡏ باشد، اما آن گوشهای ࡏه به تو اختصاص دادهام، بےنهایت است. آنجا نه دیواری دارد و نه سقفے؛ انگار ࡏهࡏشانےست ࡏه فقط در آن، ستارهی تو مےدرخشد. من هر روز، قبل از آنࡏه درگیرِ روزمرگےها شوم، به آن گوشه سری مےزنم، تو را مےبینم، و بعد با همان آرامشِ پنهانے، به زندگے برمےگردم. تو در آن گوشه، تنها حقیقتے هستے ࡏه اجازه دارم همیشه به آن تࡏیه ࡏنم. #T
- ۳۴۵
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط