توجه
توجه
توجه
این یک حکایت واقعی است
****این حکایتی واقعی است****
***حکایتی از امید و ارزو*****
اوضاع مالیم بخاطر مشکلاتی حسابی به هم ریخته بود وام,اجاره خونه و دفتر,اب و برق و گاز و ثبت نام مدرسه بچه ها و هزار تا خرج دیگه ,خسته و وامونده شده بودم بیماری همسرم هم بد از بدتر.
یه روز که تو اوج ناامیدی بودم بلاخره اون اتفاق افتاد
برای گرفتن قرص و دوا به داروخونه رفته بودم و چون دکتر قرص انتی بیوتیک تجویز کرده بود همسرم به من سپرد که حتما یه قوطی اب میوه بگیرم منم گرفتم تو راه برگشتن همینظور که تو حال خودم بودم به بدبختیهام فکر میکردم صدای پیرزنی روشنیدم :مادر اللهی سفید بخت بشی یه چیکه اب بده من نگاهی بهش کردم هیچ جایی اونطرفا ابی نبود یاد ابمیوم افتادم ,اما اگر اونو به میرزن میدادم واقعا پولی نداشتم تا دوباره اب میوه بخرم خدایا خدایا چیکار کنم اما بلاخره اب میوه بهش دادم درش رو باز کرد و به یه قورت بیشترش رو خورد و شروع کرد به دعا کردن اللهی هر چی میخوای خدا بهت بده دست به خاکستر بزنی طلا بشه انقدر گفت که گفتم الان بارانی از طلا واسم میباره .خوشحال بودم قوطی رو ازش گرفتم اما یه خورده ای هنوز اب میوه توش بود ,گفت :پسرم دهنم تمیزه منم روم نشد قوطیش رو دور بندازم .باهاش خداحافظی کردم و رفتم طرف خونه .قضیه رو به همسرم گفتم اونم خوشحال شد قوطی نصفهاب میوه رو گذاشتم روی میز و رفتم طرف تلویزیون ,توی همین وقت تبلیغی رو شنیدم در باره اب میوه سان استار که اگر کد روش رو ارسال کنید توی قرعه کشی 1000000000ملیونی شرکت داده میشید انگار هزار نفر بهم گفتند تمام اتفاقات امروز و اب میوه و دعای پیرزنه برنامه ای بوده برای تغییر زندگی من و برنده شدن من بسرعت شماره روی قوطی رو برداشتم و به اون شماره ارسال کزدم
امروز بلاخره برنده ها رو اعلام کردند
خدای من
خدای من
اه ای خدای مهربونم
باورم نمیشه
دو ماه صبر
دو ماه تحمل
دو ماهی که به اندازه صد سال برام طولانی بود
شاید باورتون نشه
یعنی هیچکی باورش نمیشه
نه من نه خانوادم نه هیچکی دیگه
حتما یه حدسهایی زدین
ولی نه
نمیتونین حتی حدس بزنین
درسته
اینه
شماره برنده رو اعلام کردند
خدایا حکمتت رو شکر
خدایا تو هر کارست رحمتیه
خدایا هر کس تو بزرگست شک کنه کافره
خدایا ناامیدی از در گاهت کفره
بله دوستانم حتی یکی از شمارههای برنده با مال من یکی نبود
رفتم قوطی اب میوه رو دوباره با دقت نگاه کردم
اه خدای من
این قوطی اب میوه سان ایچ بود در حالیکه قرعه کشی مال اب میوه های سان استار بود
خوب قصه ما تموم شد
بالا رفتیم ماست بود
قصه من واقعی راست بود
نتیجه اخلاقی:
برو تلاش کن بهوای قرعه کشی و برنده شدن و سکه طلا این چرت و مرتها نباش
ارادتمندهمتون عمو سعید
توجه
این یک حکایت واقعی است
****این حکایتی واقعی است****
***حکایتی از امید و ارزو*****
اوضاع مالیم بخاطر مشکلاتی حسابی به هم ریخته بود وام,اجاره خونه و دفتر,اب و برق و گاز و ثبت نام مدرسه بچه ها و هزار تا خرج دیگه ,خسته و وامونده شده بودم بیماری همسرم هم بد از بدتر.
یه روز که تو اوج ناامیدی بودم بلاخره اون اتفاق افتاد
برای گرفتن قرص و دوا به داروخونه رفته بودم و چون دکتر قرص انتی بیوتیک تجویز کرده بود همسرم به من سپرد که حتما یه قوطی اب میوه بگیرم منم گرفتم تو راه برگشتن همینظور که تو حال خودم بودم به بدبختیهام فکر میکردم صدای پیرزنی روشنیدم :مادر اللهی سفید بخت بشی یه چیکه اب بده من نگاهی بهش کردم هیچ جایی اونطرفا ابی نبود یاد ابمیوم افتادم ,اما اگر اونو به میرزن میدادم واقعا پولی نداشتم تا دوباره اب میوه بخرم خدایا خدایا چیکار کنم اما بلاخره اب میوه بهش دادم درش رو باز کرد و به یه قورت بیشترش رو خورد و شروع کرد به دعا کردن اللهی هر چی میخوای خدا بهت بده دست به خاکستر بزنی طلا بشه انقدر گفت که گفتم الان بارانی از طلا واسم میباره .خوشحال بودم قوطی رو ازش گرفتم اما یه خورده ای هنوز اب میوه توش بود ,گفت :پسرم دهنم تمیزه منم روم نشد قوطیش رو دور بندازم .باهاش خداحافظی کردم و رفتم طرف خونه .قضیه رو به همسرم گفتم اونم خوشحال شد قوطی نصفهاب میوه رو گذاشتم روی میز و رفتم طرف تلویزیون ,توی همین وقت تبلیغی رو شنیدم در باره اب میوه سان استار که اگر کد روش رو ارسال کنید توی قرعه کشی 1000000000ملیونی شرکت داده میشید انگار هزار نفر بهم گفتند تمام اتفاقات امروز و اب میوه و دعای پیرزنه برنامه ای بوده برای تغییر زندگی من و برنده شدن من بسرعت شماره روی قوطی رو برداشتم و به اون شماره ارسال کزدم
امروز بلاخره برنده ها رو اعلام کردند
خدای من
خدای من
اه ای خدای مهربونم
باورم نمیشه
دو ماه صبر
دو ماه تحمل
دو ماهی که به اندازه صد سال برام طولانی بود
شاید باورتون نشه
یعنی هیچکی باورش نمیشه
نه من نه خانوادم نه هیچکی دیگه
حتما یه حدسهایی زدین
ولی نه
نمیتونین حتی حدس بزنین
درسته
اینه
شماره برنده رو اعلام کردند
خدایا حکمتت رو شکر
خدایا تو هر کارست رحمتیه
خدایا هر کس تو بزرگست شک کنه کافره
خدایا ناامیدی از در گاهت کفره
بله دوستانم حتی یکی از شمارههای برنده با مال من یکی نبود
رفتم قوطی اب میوه رو دوباره با دقت نگاه کردم
اه خدای من
این قوطی اب میوه سان ایچ بود در حالیکه قرعه کشی مال اب میوه های سان استار بود
خوب قصه ما تموم شد
بالا رفتیم ماست بود
قصه من واقعی راست بود
نتیجه اخلاقی:
برو تلاش کن بهوای قرعه کشی و برنده شدن و سکه طلا این چرت و مرتها نباش
ارادتمندهمتون عمو سعید
- ۴.۵k
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط