#سناریو
#سناریو
#اندتیم
وقتی باهاشون قهر میکنی..
کی: الان مثلا قهری
ا.ت:آره قهرم
کی:مگه من چیکار کردم؟
ا.ت:چرا تاکی رو بغل کردی من و نه؟
کی:پس حسودی کردی
ا.ت:هوم
کی:بیا بغلم حسود
فوما: بیبی من چرا قهری؟
ا.ت: چون که برام بستنی نخریدی
فوما:گفتی برات نخریدم
ا.ت:نه نگفتم
فوما: خوب من از کجا بدونم
ا.ت:الان که میدونی برو بخر
فوما: آماده شو باهم بریم
نیکلاس: مثلا آلان قهری باهام
ا.ت:آره قهرم
نیکلاس: اونوقت چرا؟
ا.ت: چون بهم توت فرنگی نمیدی
نیکلاس:مگه از رو جنازه من رد شی
ا.ت: باش پس من قهرم
نیکلاس: قهر کن به چپم
ایجو: دختر کوچولوم چرا قهره؟
ا.ت:چون نمیدونم
ایجو: چون تو کرم داری
یوما: قهری مثلا
ا.ت: آره
یوما: خب به درک من برم بخوابم..
#اندتیم
وقتی باهاشون قهر میکنی..
کی: الان مثلا قهری
ا.ت:آره قهرم
کی:مگه من چیکار کردم؟
ا.ت:چرا تاکی رو بغل کردی من و نه؟
کی:پس حسودی کردی
ا.ت:هوم
کی:بیا بغلم حسود
فوما: بیبی من چرا قهری؟
ا.ت: چون که برام بستنی نخریدی
فوما:گفتی برات نخریدم
ا.ت:نه نگفتم
فوما: خوب من از کجا بدونم
ا.ت:الان که میدونی برو بخر
فوما: آماده شو باهم بریم
نیکلاس: مثلا آلان قهری باهام
ا.ت:آره قهرم
نیکلاس: اونوقت چرا؟
ا.ت: چون بهم توت فرنگی نمیدی
نیکلاس:مگه از رو جنازه من رد شی
ا.ت: باش پس من قهرم
نیکلاس: قهر کن به چپم
ایجو: دختر کوچولوم چرا قهره؟
ا.ت:چون نمیدونم
ایجو: چون تو کرم داری
یوما: قهری مثلا
ا.ت: آره
یوما: خب به درک من برم بخوابم..
- ۶.۱k
- ۲۴ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط