چرا توقفجنگ از خود جنگ خطرناکتر است
📌 چرا #توقف_جنگ از خودِ جنگ خطرناکتر است؟ ⚔️
گاهی برای نجاتِ بیمار، نباید #جراحی را نیمهکاره رها کرد...
در منطقِ دنیا،
ما با یک #مارِ_سمی روبرو هستیم؛
ماری که زخمی شده، اما هنوز زنده است❗
اگر امروز به او راهِ فرار بدهیم،
او نرفته است که صلح کند؛
او رفته تا در تاریکی، زهرش را بازسازی کند
و درست وقتی خواب هستیم، برای #نیشِ_نهایی برگردد...
ما در یک دوراهیِ سرنوشتساز ایستادهایم:
«آرامشِ موقت» یا «امنیتِ دائمی»؟
آتشبسِ امروز، فقط یک #تایمر است؛
ثانیهشماری که برای انفجارِ جنگِ بعدی کوک شده است❗
بسیاری میپرسند: پس تکلیفِ #سفرهی_مردم چیست؟
حقیقتِ ترسناکی وجود دارد:
دشمنی که «بویِ گرسنگیِ» ما را بشنود،
برای ما نان نمیآورد؛ برای ما #قلاده میآورد❗
او #نان را به ما نمىدهد؛
او نان را به «نشانیِ ضعفِ ما» تبدیل مىكند❗
تا هر بار كه اراده كرد،
براى يك لقمه، پارهاى از جگرِ اين سرزمين را بكَند...
عقبنشينى از سرِ نياز،
يعنى امضاىِ #بردگى_دائمى❗
نانی كه امروز با ذلت بخوریم،
فردا با «خونِ سرخِ فرزندانمان» پس گرفته مىشود؛
چرا كه دشمنِ جَرىشده،
فردا نهتنها نان، كه جانِ ما را هم طلب خواهد کرد...
ما مىايستيم تا #صاحب_سفره بمانيم،
نه گداىِ تهماندهی سفرهی دشمن❗
ما به یک #جراحیِ_نهایی نیاز داریم...
پیروزیِ واقعی یعنی دشمن دیگر «نتواند» که بزند،
نه اینکه منتظر بمانیم تا «نخواهد» که بزند❗
تا زمانی که:
۱. قدرتِ بازسازی از این غده گرفته نشود،
۲. و حضورِ بیگانه در خانه هزینهساز نباشد،
هر صلحی، فقط یک #فرصتِ_بازسازی برای دشمن است.
راهِ حل، #صلحِ_نیمبند نیست؛
راهِ حل، «بستنِ قطعیِ پروندهی تهدید» است❗
ما نباید اجازه دهیم خونهای ریخته شده،
صرفاً برای یک تنفسِ کوتاه به دشمن هزینه شود...
چرا که قانونِ #بقا این است:
در برابرِ ماری که نیش زدن را بلد است،
یا باید تا انتها ایستاد و کار را تمام کرد،
یا باید تا ابد هزینهی «باز ماندنِ این زخم» را
با فقرِ فرزندانمان پرداخت کنیم...
#پیروزی، درست یک قدم بعد از جایی است که همه میخواهند خسته شوند❗
گاهی برای نجاتِ بیمار، نباید #جراحی را نیمهکاره رها کرد...
در منطقِ دنیا،
ما با یک #مارِ_سمی روبرو هستیم؛
ماری که زخمی شده، اما هنوز زنده است❗
اگر امروز به او راهِ فرار بدهیم،
او نرفته است که صلح کند؛
او رفته تا در تاریکی، زهرش را بازسازی کند
و درست وقتی خواب هستیم، برای #نیشِ_نهایی برگردد...
ما در یک دوراهیِ سرنوشتساز ایستادهایم:
«آرامشِ موقت» یا «امنیتِ دائمی»؟
آتشبسِ امروز، فقط یک #تایمر است؛
ثانیهشماری که برای انفجارِ جنگِ بعدی کوک شده است❗
بسیاری میپرسند: پس تکلیفِ #سفرهی_مردم چیست؟
حقیقتِ ترسناکی وجود دارد:
دشمنی که «بویِ گرسنگیِ» ما را بشنود،
برای ما نان نمیآورد؛ برای ما #قلاده میآورد❗
او #نان را به ما نمىدهد؛
او نان را به «نشانیِ ضعفِ ما» تبدیل مىكند❗
تا هر بار كه اراده كرد،
براى يك لقمه، پارهاى از جگرِ اين سرزمين را بكَند...
عقبنشينى از سرِ نياز،
يعنى امضاىِ #بردگى_دائمى❗
نانی كه امروز با ذلت بخوریم،
فردا با «خونِ سرخِ فرزندانمان» پس گرفته مىشود؛
چرا كه دشمنِ جَرىشده،
فردا نهتنها نان، كه جانِ ما را هم طلب خواهد کرد...
ما مىايستيم تا #صاحب_سفره بمانيم،
نه گداىِ تهماندهی سفرهی دشمن❗
ما به یک #جراحیِ_نهایی نیاز داریم...
پیروزیِ واقعی یعنی دشمن دیگر «نتواند» که بزند،
نه اینکه منتظر بمانیم تا «نخواهد» که بزند❗
تا زمانی که:
۱. قدرتِ بازسازی از این غده گرفته نشود،
۲. و حضورِ بیگانه در خانه هزینهساز نباشد،
هر صلحی، فقط یک #فرصتِ_بازسازی برای دشمن است.
راهِ حل، #صلحِ_نیمبند نیست؛
راهِ حل، «بستنِ قطعیِ پروندهی تهدید» است❗
ما نباید اجازه دهیم خونهای ریخته شده،
صرفاً برای یک تنفسِ کوتاه به دشمن هزینه شود...
چرا که قانونِ #بقا این است:
در برابرِ ماری که نیش زدن را بلد است،
یا باید تا انتها ایستاد و کار را تمام کرد،
یا باید تا ابد هزینهی «باز ماندنِ این زخم» را
با فقرِ فرزندانمان پرداخت کنیم...
#پیروزی، درست یک قدم بعد از جایی است که همه میخواهند خسته شوند❗
- ۷۱
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط