Part:9
رسیدیم خونه رفتم تو اتاقم و پرونده هارو ریختم روی میز که به نگاهی بندازم با پرونده ی خودم مواجه شدم
اسم : ویلیام
فامیلی : جیمز موریارتی
پدر : کنت موریارتی
شغل : پروفسور ریاضی
برادران : آلبرت و لوئیس موریارتی
جنایات : 0
عمرا من خیلی جنایت انجام دادم حکمم مساوی با مرگه من یه شیطانم نمیخوام نه نه چرا وقتی شرلوک رو میبینم دلم میخواد بهش بگم من من ارباب جنایاتم که بگیرتم ولی خورد میشه
لوئیس : ویلیام آیرن و موران اومدن چیزی پیدا کرده که باید ببینی ( نگران )
ویلیام : باشه
از لحنش معلومه چیز خوبی نیست رفتم پایین با یه جعبه روبرو شدم
موران : بیا این برگه رو بگیر
گرفتم روش نوشته بود برای ویلیام جیمز موریارتی رفتم در جعبه رو باز کردم همهی پرونده های من بود پرونده های اصلی یه پرونده پیدا کردم
اسم : ...
فامیلی : ... ( بعداً میفهمین )
پدر : ... ( بگم ضایع میشه )
برادر : لوئیس ...
سن : ۲۴
هویت جعلی : ویلیام جیمز موریارتی
لوئیس : ویلیام اینا رو ول کن
ویلیام : ( پوست لبش و داره میکنه )
جعبه رو برداشتم و رفتم تو اتاق توی جعبه رو گشتم که به عکس پیدا کردم یه زن بود که به بچه بغلش بود زن ئه خیلی شبیه من بود نکنه آره اون مامان بود که چیزه خیسی روی گونم حس کردم من داشتم گربه میکردم امکان نداره رفتم روی تخت و سیاهی ...( خوابید )
ام ... سلام نیاین تو کامنتا برینین بهم دعوا ما نداریم باهم اوکی بعد من امروز ساعت ۳ نوبت ناخن داشتم تا ۶/۳۰ اونجا بودم اوکی بعد ساعت بیست دقه به ۸ رفتم کلاس زبان ساعت ۸ کلاس داشتم تا ۹/۲۰ پس با من مشکل نداشته باشید اوکی وقته که نمیزاره من به کارام برسم 😅 دیگه ببخشید کوتاه شد 😅🙏
اسم : ویلیام
فامیلی : جیمز موریارتی
پدر : کنت موریارتی
شغل : پروفسور ریاضی
برادران : آلبرت و لوئیس موریارتی
جنایات : 0
عمرا من خیلی جنایت انجام دادم حکمم مساوی با مرگه من یه شیطانم نمیخوام نه نه چرا وقتی شرلوک رو میبینم دلم میخواد بهش بگم من من ارباب جنایاتم که بگیرتم ولی خورد میشه
لوئیس : ویلیام آیرن و موران اومدن چیزی پیدا کرده که باید ببینی ( نگران )
ویلیام : باشه
از لحنش معلومه چیز خوبی نیست رفتم پایین با یه جعبه روبرو شدم
موران : بیا این برگه رو بگیر
گرفتم روش نوشته بود برای ویلیام جیمز موریارتی رفتم در جعبه رو باز کردم همهی پرونده های من بود پرونده های اصلی یه پرونده پیدا کردم
اسم : ...
فامیلی : ... ( بعداً میفهمین )
پدر : ... ( بگم ضایع میشه )
برادر : لوئیس ...
سن : ۲۴
هویت جعلی : ویلیام جیمز موریارتی
لوئیس : ویلیام اینا رو ول کن
ویلیام : ( پوست لبش و داره میکنه )
جعبه رو برداشتم و رفتم تو اتاق توی جعبه رو گشتم که به عکس پیدا کردم یه زن بود که به بچه بغلش بود زن ئه خیلی شبیه من بود نکنه آره اون مامان بود که چیزه خیسی روی گونم حس کردم من داشتم گربه میکردم امکان نداره رفتم روی تخت و سیاهی ...( خوابید )
ام ... سلام نیاین تو کامنتا برینین بهم دعوا ما نداریم باهم اوکی بعد من امروز ساعت ۳ نوبت ناخن داشتم تا ۶/۳۰ اونجا بودم اوکی بعد ساعت بیست دقه به ۸ رفتم کلاس زبان ساعت ۸ کلاس داشتم تا ۹/۲۰ پس با من مشکل نداشته باشید اوکی وقته که نمیزاره من به کارام برسم 😅 دیگه ببخشید کوتاه شد 😅🙏
- ۶۳
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط