گفتم
🔻
گفتم :
از حرفام نرنجیدی ... ؟
گفت :
نه !
گفتم :
ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت .. !
گفت :
مادرم انسولین میزنه
اولا خیلی دردش میگرفت
بعدش کمتر شد
حالا هر وقت سوزنُ تو پوستش فرو میکنه، فقط میخنده ..
الان منم اونطوری ام .. ! ...
گفتم :
از حرفام نرنجیدی ... ؟
گفت :
نه !
گفتم :
ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت .. !
گفت :
مادرم انسولین میزنه
اولا خیلی دردش میگرفت
بعدش کمتر شد
حالا هر وقت سوزنُ تو پوستش فرو میکنه، فقط میخنده ..
الان منم اونطوری ام .. ! ...
- ۲.۳k
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط