{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم

🔻
گفتم :
از حرفام نرنجیدی ... ؟
گفت :
نه !
گفتم :
ولی هر کی بود یه چیزی بهم میگفت .. !
گفت :
مادرم انسولین میزنه
اولا خیلی دردش میگرفت
بعدش کمتر شد
حالا هر وقت سوزنُ تو پوستش فرو میکنه، فقط میخنده ..
الان منم اونطوری ام .. ! ...
دیدگاه ها (۳۴)

میدونی بازی روزِگار چیه!!!این کِ تو چِشم بِذاری مَن قایِم شَ...

راه های زیادی برا زود پیر شدن وجود داره، بدترینش اینه به گذش...

سپردمت به همون خداییکه تو تقدیرم نوشت(جدایی)☺

بدبختی اونجاست.که دخترک قصههنوز منتظر پایانی خوش است.

خون آشام عزیز (93)

for the first and last time پارت یک

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۰نیکول با درد گفت: از لجش گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط